السيد علي الحسيني الميلاني

49

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

علم كلام يكى از علوم اساسى اسلام مىباشد ، اين علم ريشه در قرآن و روايات و عقل سليم دارد ، و از اين علم تعبير به « علم اصول دين » نيز مىشود . اين علم از علوم اسلامى مشترك بين همه فرق است ، هر چند محقّقين قائلند به اين كه شيعيان مؤسس اين علم هستند . اهل سنّت در مسائل اصول دين به دو مكتب بزرگ « اشاعره » و « معتزله » منقسم شدند ، آن‌ها در بسيارى از مسائل اختلاف شديدى دارند و روش استدلالاتشان با هم تفاوت وسيعى دارد ، و لكن حقيقت آن است كه اشاعره در بسيارى از بحث‌هاى مورد اختلاف بين شيعه و اهل تسنّن پيرو معتزله و از فكر آنان استفاده كرده‌اند . 2 . اشاعره پيروان فكرى معتزله : وقتى با انصاف و كمال دقت بنگريم خواهيم ديد كه اهل سنّت ، امورى را كه در مسألهء امامت بيان مىكنند ، هيچ اساس و ريشه‌اى ندارد ، و نهايت چيزى كه آن‌ها مطرح مىكنند توجيه كردار برخى از مسلمانان صدر اسلام و نيكو جلوه دادن قضاياى تاريخى است . اما حق و حقيقت چيست ؟ خدا و رسول از مسلمانان صدر اسلام چه توقعى دارند ؟ اشاعره ادلهء عقلى و نقلى متفق عليه را در امامت ردّ مىكنند . . . و وقتى دستشان از دليل بر مدّعاى خود كوتاه شد ، به تكاپو افتاده و دست به دامن متكلمين معتزله مىشوند ؛ بيشتر مباحث امامتى كه در ( مواقف ) و ( مقاصد ) - كه هر دو از كتاب‌هاى بسيار مهم كلامى اهل سنّت است - از فخر رازى گرفته شده است و فخر رازى در بيشتر مباحث خود از سفرهء علمى معتزله توشه برمىگيرد . از باب نمونه : شبهاتى كه در موضوع « عصمت » مطرح مىكنند ، از كتاب المغنى قاضى عبدالجبّار بن احمد معتزلى متوفاى 415 گرفته شده ، كه سيد شريف مرتضى